پنج شنبه, 29 اسفند 1398 19:16

نامه ای به امام رضا علیه السلام نامه های شما را به ضریح مطهر می رسانیم مطلب ویژه

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(20 رای‌ها)

 

ارسال نامه به حرم امام رضا علیه السلام

 

احتراما:

1- نامه هایی که به ضریح مطهر برسند در سایت منتشر خواهند شد.

2- از ارسال نامه های تکراری جدا پرهیز نمائید.

 

نامه ای به امام رضا علیه السلام 

در زمان های قدیم رسم و سنت  شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام بر این بود که اگر کسی به سمت عراق یا حجاز راهی بود برای حضرات معصومین علیهم السلام نامه می نوشتند و با این افراد می فرستادند.

ما، در سایت ضریح این امکان را فراهم آورده ایم تا شما بتوانید، نامه های خود را از این طریق به حرم مطهر امام رضا علیه السلام برسانید.

 

از فرم نظرات این بخش می توانید نامه ای به امام رضا علیه السلام بنویسید، ما نامه های شما را به درون ضریح مطهر امام رضا علیه السلام و یا در قسمت پنجره نقره ای رواق دارالحجه ( نزدیک ترین مکان به قبر مطهر ) برسانیم

 

کرچه دوریم به یاد تو سخن می گوییم

بعد منزل نبود در سفر روحانی

 

 پخش زنده ضریح مطهر امام رضا علیه السلام

 

 جهت دانلود کاربردی ترین و کامل ترین راهنمای زیارتی سیاحتی مشهد مقدس اینجا کلیک نمائید، ویژه تلفن ها و تبلت های اندرویدی

 

 

 

موانع استجابت دعا

 

 

خواندن 36222 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 29 اسفند 1398 19:16

نظر دادن

لطفا  حرف دل  و حال و هوای خود از زیارت حرم های مطهر را برای دوستان خود از طریق بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
 

496 نظرها

  • پیوند نظر یکشنبه, 31 شهریور 1398 17:56 ارسال شده توسط عاشق امام رضا

    امام رضا تورو به پارسال که با عشق اومدم حرمت قسمت میدم نامه منو بخون
    امام رضا من که گناهام ترک کردم من که چند سال تلاش کردم چرا پس نمیرسم به خواسته م چه کار دیگه باید بکنم چرا نمیشه چون به صلاحم نیست؟ چرا نیست؟ چه کار دیگه باید بکنم شما رو قسم میدم به خود خدا فقط یکی تون دل شکسته منو بخرید من الان دوسال که دارم اشک میریزم و دعا میکنم
    تروخدا حداقل کمک کن آروم شم من که جز شماها کسی رو ندارم دارم؟ امام رضا قسم به زایرای خوب و پاکت جواب منو بده التماست میکنم

  • پیوند نظر شنبه, 30 شهریور 1398 23:57 ارسال شده توسط باقری

    چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی
    نوبت ما که می رسد این همه ناز می کنی

  • پیوند نظر شنبه, 30 شهریور 1398 23:51 ارسال شده توسط معصومه

    سلام امام رضا...دلم میخاست الان تو حرمت بودم گره ای افتاده تو کارم با وجود تلاشای زیادی که کردم ولی...یا ضامن آهو کاش میتونستم خودم بیام پیشت ولی رام دوره خیلی دلم گرفته از همه طرف ناامیدم تو رو به مادرت زهرا قسمت میدم کمکم کن یا امام رضا مشکلم فقط با معجزه حل میشه کمکم کن به جوادت قسمت میدم خیلی زحمت کشیدم حقم این نیست کمکم کن یا ضامن آهو خدا تورو خیلی دوست داره دعا کن برام،یا امام رضا تو دیگه ناامیدم نکن با هزار امید صدات زدم

  • پیوند نظر شنبه, 30 شهریور 1398 07:48 ارسال شده توسط زهرا

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام آقای مهربونی خیلی دلتنگ حرمتم نزدیکه هشت ساله قسمت نشده بیام پابوست یه دختر8ساله دارم اسمش آرزوعه یعنی بزرگترین آرزوش اینه بیادپابوست ولی هنوزقسمت نشده بیادتروبه جوادت قسم تروبه خواهرت حضرت معصومه واسطه شوگرفتاریامون حل بشه قسمت ماهم کربلابشه ,همه مستاجراروصاحب خونه کن منم درکنارش صاحب خونه بشم که یه سقف بالاسرم باشه واسه خودم باشه ,همه ی مریضاروهم شفابده آقاجون ازجمله پدرومادرعزیزخودم یاامام رضای غریب قربونت برم آقاایندفعه قسمت کن بیام پابوست بعدم برم کربلاخودت شفاعتمونوپیش امام حسین (ع)کن دعوتنامه ماروهم امضاکنه .

  • پیوند نظر شنبه, 30 شهریور 1398 03:02 ارسال شده توسط حسین

    یا عباس مادرم رو شفا بده بیماریش درمان شه عمر طولانی داشته باشه قربونت برم امام رضا میخواستم به عموت عباس نامه بدم نشد ولی اشکالی نداره

  • پیوند نظر شنبه, 30 شهریور 1398 03:01 ارسال شده توسط حسین

    یا عباس مادرم رو شفا بده بیماریش درمان شه عمر طولانی داشته باشه قربونت برم امام رضا میخواستم به عموت عباس نامه بدم نشد ولی اشکالی نداره

  • پیوند نظر جمعه, 29 شهریور 1398 14:39 ارسال شده توسط فرزانه

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام آقاجان یاامام رضا من شفای بیمارم رو ازت میخوام.
    من اومدم گلایه کنم مادربزرگم چندساله درگیر بیماری هست به اهل بیت و باب الحوائج متوسل شدم اما جوابم رو ندادن.
    اقاجان من شفا و سلامتی مادربزرگم رو ازشما میخوام که بیارمش پابوست. من چندروز دیگه میخوام بیام زیارت میخوام مادربزرگم رو سلامتی بدی که باهامون بیادش.
    یاامام رضا من اگه شفای مریضم رو ازشما نگیرم درخونه ی کی برم. به کی التماس و خواهش کنم‌
    یاامام رضا تورو به مادرت فاطمه زهرا و امام جواد قسمت میدم قسمت میدم قسمت میدم این مادر عزیز رو از ما نگیر. به ما برگردون و بهش عافیت و طول عمر بده.
    الهی آمین. اللهم صل علی محمد وال محمد

  • پیوند نظر پنج شنبه, 28 شهریور 1398 23:06 ارسال شده توسط بنده خدا

    سلام امام رضا
    میدونی حالم چقدر خراب . زندگیم چقدر بهم ریخته است. چقدر نگرانی دارم . چقدر دلواپسم . چقدر گریه میکنم چقدر حسرت میخورم . چقدر آه میکشم . ؟
    همیشه بهت پناه آوردمو جوابمو دادی .
    اینبارم پناهی جز تو ندارم .
    دستمو بگیر و زندگیمو بساز . دردهامو درمان کن . حالمو خوب کن .
    به خدا نزدیک تری . از خدا برام بخواه . خودت میدونی چی میخوام ، بهم بده ؛ بزار دلم خوش باشه به این زندگی .
    تحملم تموم ؛ اگه حالم تا چند وقت دیگه خوب نشه با خودکشی زندگیم رو تموم میکنم

  • پیوند نظر چهارشنبه, 27 شهریور 1398 23:48 ارسال شده توسط زهرا

    سلام امام رضا دلم خیلی گرفته بهتره بگم دلم تنگ شده دلم واسه کسی که دوسش دارم تنگ شده ولی برای اینگه گناه نکنم ازش دوری میکنم حس میکنم قلبم زخمیه من بین خدا و اون خدا رو انتخاب کردم چون خدا رو بیشتر دوست داشتم با این وجود خیلی خیلی دل تنکش میشم هیچ کسی رو ندارم باهاش در دو دل کنم حتی روم نمیشه به خدا بگم دل تنگشم ازش خجالت میکشم بعضی وقتا میگم مگه میشه ادم یه نفر رو انقدر دوست داشته باشه امام رضا یه کاری کن چند ماه گذشته ولی هنوز هم غمگینم بعد از رقتنش دیگه هیچ ارزویی ندارم دوست دارم تو بغل یکی گریه کنم ولی هیچ اغوشی برای من باز نیست هیچ کسی هم خبر نداره دارم چی میکشم به کسی حرفی نمیزنم می خندم ولی با هر خندم دلم زخمی تر میشه

  • پیوند نظر سه شنبه, 26 شهریور 1398 22:53 ارسال شده توسط م.م.ز

    درخواست عنایت

  • پیوند نظر سه شنبه, 26 شهریور 1398 11:54 ارسال شده توسط حاجت مند

    سلام یا امام رضا
    حاجتی دارم کمکم کن که بهش برسم و به من ارزش ببخش تو رو به عموجانت حضرت ابالفضل قسم میدم کمکم کن و از سر تقصیرات من بگذر و نزد خدا برای من شفاعت کن...
    رحمت بی کرانت را شامل حالم کن

  • پیوند نظر سه شنبه, 26 شهریور 1398 10:30 ارسال شده توسط ک-ش

    سلام امام رضا به حرمت کسانی که پیش تو ابرو دارند و به جان فرزندت جواد شفاعتم من را کن قبل از جواب نمونه گیر ی خدا شفایم دهد دکتر ها می گویند سرطان سینه دارم فقط تو می توانی شفاعت مرا کنی خدا کند جواب نمونه گیریم سرطان نباشد آقا من تورا واسطه کردم بین خودم و خدایم مرا از درگاهت نران تو برایم دعا کن و از خدا بخواه همین الان به فریادم برسد می دانم آدم خوبی نبودم و به شوهرم بدی کردم از تو می خواهم واسطه شوی خدا از گناهم در گزرد و جواب دعایم را دهد قول می دهم سعی کنم در حق کسی بدی نکنم و نمازم را بخوانم و رو زها ذکر بگوییم دست فقیر ها را بگیرم و به آنها کمک کنم من تو و خانواده ام را به دست خودت سپرده ام دست محبت خود را از من و خانواده ام دور نکن مرا شامل محبت خود کن به فریادم برس همین آلان دو ست دارمم به از شفاعتم و جواب خوب نمونه گیر یبه پابوس تو و جدت امام حسین بیایم خودت کمک کن

  • پیوند نظر یکشنبه, 24 شهریور 1398 12:08 ارسال شده توسط خاک پای غریب امام رضا

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام یاضامن آهو.امام رضا به همه نظر میکنی جزء من.شما ک میدونی تو دلم تو زندگیمون چ خبره شما چرا امام مهربانیها.تاحالا دعوت نکردی گفتیم عیب نداره دلتون نخواسته مهمونت باشیم ولی مولا بجان جوادت قسمتون میدم یه کوچولو نگامون کن سخت گرفتاریم خودم خانواده ام.ازدلم خبر داری از دردهام خبر داری دیگه نمی نویسم شما ک عزیز و غریب زهرایی دست ما رو هم بگیر.یا امام کمکم کنید ب حرمت چشمان شرمنده ابالفضل العباس کمکم کنید شرمنده نشم بد جایی گیر کردم دیگه فرصتی برا جبران ندارم این آخرین فرصتمه کمکم کن مولا ب امام حسین قسمتون میدم کمکم کن.دوستتون دارم

  • پیوند نظر یکشنبه, 24 شهریور 1398 12:06 ارسال شده توسط نجمه

    سلام امام مهربونم مادر بزرگم همیشه دلش میخواست بیاد زیارت شما ؛با اینکه بارها بارها اومده بود اما همیشه دلش هوای شما رو داشت با اینکه این اواخر به شدت ضعیف و رنجور شده بود کافی بود یه نفر بگه قراره عازم زیارت بشه تا با حسرت نگاهش کنه و بگه کاش منم با خودتون میبردین ؛آخرین بار اینو چند روز قبل از زبونش شنیدم؛الان چند روزی میشه که از کنارمون رفته و من مهربون ترین آدم زندگیمو از دست دادم ،آرزو میکردم میتونستم بیام و به جای اون شما رو زیارت کنم ولی خیلی از شما دورم میخواستم خواهش کنم اگه امکانش هست واسم یه زیارت نیابتی به جا بیارین ،نام مادربزرگم مریم شیرعلی زاده ست.

  • پیوند نظر یکشنبه, 24 شهریور 1398 11:58 ارسال شده توسط سیما

    سلام یاامام رضا دلم خیلی گرفته ای ضامن اهو ای بزرگ مسلمین که همه برای پابوس توقدم برمیدارن خسته شدم ازمستجری کمکم کن دعام مستجاب شه خدایه سقف یه پناهگاه بهم بده صاحبخونه خیلی اذیتم میکنه ازناچاری درماندگی جای ندارم بااین هزینه های سنگین خانه کرایه کنم کمکم کن ای پناه بی پناهان.

  • پیوند نظر شنبه, 23 شهریور 1398 10:25 ارسال شده توسط سعید

    سلام.اقاجون پول ندارم بیام پابوست.قرض دارم.گرفتارم.کاسبی نمیشه واسم.جوانم و هزارتا ارزو دارم.از همه طعنه و کنایه دارم میشنوم.تا یک هفته دیگه پول نتونم تهیه کنم و قرضم را بدم خودکشی میکنم.ب هر کس و ناکسی دو زدم .درخواست وام دادم ولی نتونستم پول تهیه کنم.ی عمر نوکری ائمه را کردم و تو اصفهان خادم حسینیه رضوی بودم.الان چشم امیدم بعد خدا ب شما و اهل البیت.نخواه ابرو و اعتبارم بره.

  • پیوند نظر سه شنبه, 19 شهریور 1398 22:53 ارسال شده توسط ....

    سلام آقا جان ، دلم خیلی گرفته ... چند ساله دلم میخواد کربلا برم .... اما نشده .... آقا جان دلم خیلی این شبا گرفته.... امشب شام غریبان هست ... تو رو به امام حسین علیه السلام قسمتون میدم منو هم کریلایی کنید آقا جان .... ???

  • پیوند نظر سه شنبه, 19 شهریور 1398 11:27 ارسال شده توسط کسی که امیدواره اجابت بشه

    سلام آقای من
    تسلیت میگم امروز عاشوراست، امروز جگر شما پاره پاره است
    امام رضا کنار علم عباس عموی بزرگوارتون هستم
    من توی این لحظه آرزوش کردم
    ان شاالله اجابتم کنید به شما ها دخیل بستم آقا
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  • پیوند نظر دوشنبه, 18 شهریور 1398 02:02 ارسال شده توسط Mobina

    سلام آقا جون
    یه هفته است ندیدمت . ما تو تهرانیم و زیاد نمیبینیمت.. آقا امام رضا دلم برات تنگ شده. تو که میدونی چقدر از دلتنگی ام به شما چه اشک ها که نریختم. آقا شفاعتم کن . میخواهم مدرسه تیزهوشان قبول بشوم. میدونی که چقدر تلاش کردم ‌. التماس میکنم میخواهم قبول شوم. شفاعت کن زود بیاییم مشهد به دیدنت . دوستدار و کوچک شما . اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا علیه السلام ♡♡

  • پیوند نظر یکشنبه, 17 شهریور 1398 23:07 ارسال شده توسط .

    یا اممعضرت میخوام بابت نظر قبلیم

  • پیوند نظر یکشنبه, 17 شهریور 1398 23:04 ارسال شده توسط .

    لطفا پیام قبلی من رو پاک کنید

    نظر قبلی شما حذف شد اما به ضریح مطهر منتقل گردید.
    ولی حیف نیست امام به این خوبی داشته باشیم و این طور باهاش صحبت کنبم؟!

  • پیوند نظر یکشنبه, 17 شهریور 1398 21:39 ارسال شده توسط منتظر معجزه

    السلام وعلیک یا ضامن آهو آقا جان دوباره اومدم در خونهتون این بار تو شب عاشورا اومدم قسمتون بدم به آبروی امام حسین( ع) اومدم قسمتون بدم به لب های تشنه ی امام حسین( ع) به دستای بریده ی علمدار کربلا آقا شما رو قسم میدم به جوادتون آقا شما رو به جان خواهرتون حضرت فاطمه معصومه قسم میدم برام دعا کنید از خدا برام بخواین یه جوری کمکم کنه از خدا برام بخواین یه کار کنه امسال فیزیوتراپی مسهد قبول بشم دلم میخواد امسال اول مهر راهی شهرتون بشم و در اولین فرصت بیام در پیشگاهتون سجده شکر بجا بیارم میدونید شرایط الانم خیلی سخته ؟میدونید دارم چه زجری میکشم؟پس میشه لطفا کمکم کنید چقد دوس داشتم امشب پیشتون میبودم و برا امام حسین عزاداری میکردم اما حیف که قسمتم نشد ولی خداکنه اربیعن اونجا باشم میشه یه کاری کنید قسمتم بشه اربیعن تو حرمتون باشم آقا لطفا برای حاجت روا شدنم دعا کنید ببخشید که ازیتتون میکنم

  • پیوند نظر یکشنبه, 17 شهریور 1398 17:20 ارسال شده توسط ا.ر.ی.

    سلام بر امام رضا ع
    خانواده و نو ها را حفظ کن. عمر طولانی و سلامتی بده بهشون. موفق باشند. شکرا. دامادها و عروسها هم.

  • پیوند نظر یکشنبه, 17 شهریور 1398 17:18 ارسال شده توسط ا.ر.ی.

    سلام بر امام رضا ع
    زنی می خوام که خوش هیکل خوشکل، بلند قد، پیشرفته، بساز باشد جوون قد خیلی بلند. از همه بهتر باشد از همه سر باشه. دکترا بگیرم. طرح به ذهنم برسه.

  • پیوند نظر یکشنبه, 17 شهریور 1398 14:44 ارسال شده توسط حمید اکبری

    مادرم و خواهرم به نیت اینکه اعمالم مورد قبول واقع شوند به شهر مقدس مشهد سفر میکنند

  • پیوند نظر شنبه, 16 شهریور 1398 16:43 ارسال شده توسط سارا

    خدایا خداجونم پس کی جوابم رو میدی.تورو امام حسین کمکم کن.بخدا خیلی احساس بدی دارم که صدامو میشنوی جوابم رو نمیدی.یعنی من اینقد بدم.باشه من بد خداجونم تو که انقد بزرگی و مهربون چرا جوابم رو نمیدی.تو که میدونی جز خودت چاره ای ندارم تو که میدونی فقط خودت میتونی کمکم کنی.تو که میدونی فقط از خودت کمک خواستم فقط و فقط خودت مشکلم رو میدونی چرا کمکم نمیکنی.التماست میکنم خداجونم.تورو امام حسین قسمت میدم. دیگه از امام حسین عزیزتر نداری تورو امام حسین قسمت میدم کمکم کن.خداجونم التماست میکنم.

  • پیوند نظر شنبه, 16 شهریور 1398 00:39 ارسال شده توسط لیلا قنواتی

    سلام آقای خوبی ها من آمدم به درگاهت امام مهربانم کمکم کن خیلی دلگیرم از کسانی که به هر نحوی به من آسیب میزنن پناهم بده جز تو به چه کسی پناه ببرم امام خوبم بچه هام رو حفظ کن توان ندارم به تنهایی آن ها را از خطرها حفط کنم تو حافظشون باش کمکم کن تا بچه هام رو با دلخوش بزرگ کنم امام مهربانم خیلی احساس تنهایی می کنم کمکم کن حافظ زندگیم باش جز تو پناهی ندارم

  • پیوند نظر جمعه, 15 شهریور 1398 18:59 ارسال شده توسط سیمیم

    تو رو خدا یه کار کن امسال فیزیوتراپی مشهد قبول بشم خیلی دوست دارم بخدا

  • پیوند نظر چهارشنبه, 13 شهریور 1398 20:42 ارسال شده توسط مائده

    سلام آقا جان
    عشقمو چند سال پیش ازت خواست ، حالا دارمش . الان سلامتیش جونش در خطر ، سلامتیشم بهش بده
    أقای رئوف شفاعت عشقمو پیش خدا کن . بهم لطف دوباره کن

  • پیوند نظر یکشنبه, 10 شهریور 1398 12:56 ارسال شده توسط آهوی بی ضامن

    سلام امام مهربونم
    دلم بدجور میخاد برم کربلا خودت برام جورش کن من میخام در آینده برای جامعه ام مفید باشم من رو تو راهی برام خوبه هدایت کنید اراده ام رو قوی کنید و من رو از خودتون و خانواده تون دور نکنید کمکم کنید مثل بچگیم دختر پاک و معصومی باشم امسال مشهد نصیبم کنید که دلم پر میکشه به شدت به توجه تون نیاز دارم نگاهتونو ازم نگیرید یا علی

  • پیوند نظر شنبه, 09 شهریور 1398 02:47 ارسال شده توسط محمد حسن قدمی شهرضا

    باسمه تعالی
    محضر امام هشتم ضامن آهو
    با اهدای سلام و عرض ادب و ارادت خدمت شما
    احتراما :به عرض میرساند اینجانب از توانخواهان جسمی حرکتی و دارای همسری توانخواه از ناحیه پا و با مدرک کارشناسی علوم سیاسی و دارای مدرک فارغ التحصیلی از انجمن خوشندیسان میباشم که پس از حدود 20 سال از سفرم به پابوسی شما در سال 89 به محضرشان مشرف شدم و با دلی شکسته از شما درخواست کار و زندگی کردم که به اعجاز نظر و لطف شما پس از کمتر از دو سه ماه هم ازدواج کردم و هم در سال 90 کارمن موسسه مالی واعتباری ثامن الحجج شعبه اصفهان شدم که باز هم جهت ابراز ارادت و عرض حب دو دوست داشتنتان در سال 92 به یمن محبت و مهربانی مسئولین موسسه توفیق زیارت شما به همراه پدر مرحومم و مادرم و همسرم شامل حالم شد و از بد روزگار علیرغم فروپاشی غمناک موسسه و بیکاری و تعدیل نیروی کارمندان ،من هم بیکار وسرگردان شدم که باز در سال 96به پابوسی ودر خواست کمک از شما با امید و بهانه زیارت پا به صحن و سرای زیبا و مملو از شفاعتتان گذاردم و پس از 3 روز دلدادگی و دل در هوای صحن و سرایتان دادن به شهرم شهر برادرتان جعفر بن موسی(شهرضا در استان اصفهان ) برگشتم که با توجه به آزمون بانک پارسیان بلطف شما از قبول شدگان آن بانک قرار گرفتم و اما از بد روزگار به بهانه های واهی و خدا نشناسی مسئولین بانک پارسیان علیرغم قبولی در مصاحبه ها و آموزش های یکماهه در موسسه بانکداری بانک مرکزی و آزمونها وعقیدتی و...به بهانه کمسیون پزشکی و معلولیت از استخدامم سرباز زدند و حال پس از 10 سال سابقه بیمه تامین اجتماعی که چند ماهی است کاملا به علت عدم تمکن مالی قطع گردیده و با وجود معلولیت جسمی و داشتن همسری معلول دوباره سرگردان و مستر گردیده ام و باز به امید راهی برای رهایی از ظلمت بیکاری دوباره دست طلب اول به سوی پروردگارمان و سپس دست یاری به سوی شما دراز میکنم ،باشد که این بار چونان دفعات قبل که دست رد به سینه ام نزدید و ناامید از درگاه تان برنگشتم باز دستگیرم باشید که شما باب الحوایج و دستگیر بی پناهان و دردمندان ستمدیدگانید . با آرزوی پابوسی درگاه تان با خبر استخدام و توانمندی

  • پیوند نظر جمعه, 08 شهریور 1398 18:22 ارسال شده توسط پریا رحمانی

    سلام امام رضا
    اون شب خوابتو دیدم.با دلشکستگی و بردیدن از همه چیز صدات کردم.الان توی بیداری صدات میکنم.دلم گرفته.اون از چهار سال پیش که برا استخدامی ردم کردن.مرحله اخر.این از الان...الان شش ماهه شب و روز ندارم.همش منتطر جواب مصاحبه هستم.یا امام رضا از خدات بخواه کمکم کنه قبول بشم.نشد خسته شدم.مرگمو بخواه.بخدا هر جور حساب کنم بریدم.تا کی انقدر زجر بکشم.همش قبول بشم.مراحل بعدی ردم کنن.
    پول از کجا هرسال دفترچه بخرم.کرایه بدم تا شهر برمو برگردم.شوهرم بچه هام نابود شدن.
    دیگه رو ندارم به شوهر بگم رد شدم.خدایا منو بکش.چقدر امیدوار شده بودم.الان چی.کاش این نتایج فراگیر اومد قبول بشم.خدایا نه توان خوندن ارشد دارم.نه امید دارم ازمون بعدی بخوام شرکت کنم.باز هی مراحل بعدی حذفم کنن.ازت کمک میخوام.خدایا امیدم بهته.دلم شکسته.کی میدونه توی دلم چخبره.این هفته برام چی میشه.خدایا نشد راحتم کن.تو هرچه بخوای میتونی.امیدمو نا امید نکن

  • پیوند نظر جمعه, 08 شهریور 1398 11:46 ارسال شده توسط امین رضا.ی.

    سلام
    چرا من هر چه می نویسم و دعا می کنم زن دلخواه به من نمی دهید. بعضی ها خیلی مالی نیستند چه زنی گیرشون اومده، برای من هم برسون. برای دیگران هم برسون. برای من هم ارزونی کن. شکرا کثیرا. همکاران و کارکنان آموزش و پرورش و اقوام و دیوان عدالت اداری را هدایت به راه راست کنید و شر اونها را از من دفع کنید. خدام و دست اندرکاران حرم مطهر امام رضا برام و برامون دعا کنید.

  • پیوند نظر چهارشنبه, 06 شهریور 1398 18:41 ارسال شده توسط آیدا

    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی
    سلام اقا جان دلم شکسته اومدم در خونه شما رو بزنم و متوصل بشم ب شما ک ضامن آهوئی من ادم گهنکار درگهم ولی ب حق جوادتون منو از در خونتون دست خالی برنگردونید خودتون از همه چی هممون خبر دارین میدونید تو دلامون چی میگذره همه رو حاجت روا کنید منم مریض دارم شفاشو میخوام از خدا شما واسطه شید خودمو خواهرم هم میخوام ابرومند و سرفراز اقبت بخیر شیم با اون اشخاصی ک خوبن شما مصلحت میدونین ک کنارشون زندگی ارومی داشته باشیم بیایم پابوستون اقا جان نظری فرما بطب کسی جز شما ندارم حرفمو بزنم مادرم هم خیلیبا گذشت و ایثارگره خدا حفظش کنه ب ارزوهاش برسه انشا اله لطفتون شامل حال ما بشه

  • پیوند نظر چهارشنبه, 06 شهریور 1398 14:04 ارسال شده توسط آرمان

    سلام آقاجون
    خوبی؟ آقاجون قربون اون تک تکه کبوترای حرمت برم... آقا خیلی دوست دارم
    آقا خیلی دلم واست تنگ شده
    آقا ببخشید؛ ولی یه خورده ناراحتم از دستت
    آقا شما منو فراموش کردی منو کلا از یاد بردی آقا
    آقا مشکل دارم
    آقا جایی ندارم برم؛ کسی و ندارم دستمو بگیره
    کمکم کن
    آقا دلم واست تنگه
    میخوام بیام حرمت
    میخوام بیام شبو تا صب بشینم تو حرمت فقط نگاه ضریحت کنم
    آقا به دادم برس
    آقا شده مگه تا بحال کسی بیاد دمه درت گدایی کنه شما دست خالی برش گردونید
    آقا جون اومدم گدایی
    به دادم برس
    یه راهی نشونم بده
    جایی ندارم برم کسی ندارم برم
    به دادم برس

    السلام علیک یا ضامن آهو

  • پیوند نظر سه شنبه, 05 شهریور 1398 11:16 ارسال شده توسط زینب

    سلام امام رضا (ع)
    امروز که دارم برای شما نامه مینویسم سالها میگذره از آخرین باری که اومدم زیارتتون. امروز که این نامه رو مینویسم براتون تمام زندگیم زیرو رو شده بخاطر یه اشتباه دلشکسته و خسته از زندگی و آدمها به شما پناه آوردم ای امام غریب. امروز که برای شما مینویسم هر روز زندگیم پر از اشک و غم و حسرت و پشیمانیه. زندگیم پر از گره های کوری شده که به هر دری که میرسم به روم بسته میشه. مشکلات جسمی و روحی از هر طرف به من حمله ور شدن تا میخوام یکی رو حل کنم یه مشکل دیگه اضافه میشه و نمیدونم باید چکار کنم. امروز که این نامه رو برا شما مینویسم آرامش از وجود من رفته و صبح ها با استرس و درد از خواب بیدار میشم و شبا هم با استرس و درد میخوابم. یا امام غریب من به شما پناه آوردم تا شفیع من بشی پیش خدا که از گناهان چندین و چند ساله من بگذره و یه فرصت دوباره به من بده. یا امام غریب میگن شما خیلی و رئوفی و مهربونی و به بی پناهان پناه میدی پس به من پناه بده و دستمو رد نکن درسته خیلی گناهکارم اما به شما پناه آوردم تا با کمک و شفاعت شما خدا کمکم کنه این‌گره های زندگیم باز بشه و از این مشکلات جسمی و روحی بیام بیرون. جز شما دیگه کسی نیست من بهش متوسل بشم. دلم میخواد بیام دیدارتون خواهش میکنم کمکم کنید. همه منو ناامید کردم خواهش میکنم شما دیگه منو ناامید نکنید و دست خالی منو برنگردونید. از این راه دور از شما درخواست کمک دارم و ان شاءالله به زودی میام دیدنتون. منو ببخشید که بنده خوبی برا خدا نبودم منو ببخشید که اینهمه سال میتونستم بیام دیدنتون اما نیومدم. من حقیر و بد بودم شما به بخشندگی خودتون ببخشید و دست منو که برا یاری گرفتن از شما دراز شده رد نکنید.
    به امید دیدارتون یا امام رضا که مطمئنم خیلی زود اتفاق می افته.
    امیدوارم نامه من امشب به دستتون برسه.

  • پیوند نظر سه شنبه, 05 شهریور 1398 01:28 ارسال شده توسط بهلول

    به نام خدای لایزال
    دانم ای دوست مرا با تو سروکاری هست/ در دلم نقش ترا ای همه دیواری هست
    عالمم سرزنش از مهر تو کردند و ولی/ جز تو ای یار مپندار مرا یاری هست
    یا امام رضا، از بچگی یادمون دادن، در وقت و بی وقتی، یا علی و یا حسین و یار رضا بگیم. من از این اسم ها، علی رو بیشتر دوست دارم! نمی دونم چرا جد بزرگوارتون اینقدر همه چی تمامه. اما یادم هست اون شبی که خواب شما رو دیدم! دیدم از کوه دارم میام پایین که سُر خوردم و از کوه پایین افتادم. اما چیزیم نشد، چون دقیقاً افتادم کنار آقایی که به یک درخت تکیه داده بود و آرام نشسته بود. نمی تونستم ببینم کیه، اما تو گوشم کسی اسم شما رو می برد والله اعلم بالصواب: من دو یا سه بار به پابوستون اومدم و آخرین بار هم از طرف دانشگاه برای ازدواج اومدم. خودمون که پولی نداریم بیایم، مگر اینکه یارانه ها رو جمع کنیم، سه نفری، شاید من بعد الف شهر رسید برای زیارت آستان مقدستون. می خواستم سفره دلمو باز کنم و همه چیزایی که می خواستم بگم، اما رسمش نیست آدم وقتی پیش بزرگی بعد از مدتها می ره، فقط بگه اینو می خوام و اونو می خوام. پس یه شعر تقدیم شما می کنم و از شما هم دعا صبر و سلامتی دارم برای این نویسنده و خانواده اش:
    صبا چو بگذری از درب آن امام همام بدم به سوی جنابش ز ما درود و سلام
    سلامی از بن دندانِ طالب می ناب رسان به ساقی میخوارگان تشنه مدام
    مدام از سر اخلاص ارادتم برسان به بندگی بپذیرش، بگوش، با اقوام
    کمر دو تا کن و چون بندگان بر آن درگاه به پای حضرت او زن هزار بوسه تمام
    تمام شوق مرا می رسان به مخدومم که پُر دُر است مرا دشت گونه ها ز غمام
    غمام چشم مرا آسمان بدید و چو من به گریه گاه کند سر، به غم گهی ایّام
    طواف کن حرمش را چو زائران فلک نه هفت، تا رمقی هستت از سحر تا شام
    چو طوف کردی او را به سعی دارش هوش که تا نصیب تو گردد صفا در آن هنگام
    صفای مروة او می نمایدت صافی اگر که مرکَب جانت به او دهاد زمام
    زمام ما که قفا خوردگان این دهریم بده به دست وی؛ آن ساربان نیک‌خرام
    زِ ما زِ روی ادب کن نثار آن شه مُلک طبق‌طبق دُر و مرجانی اینچنین تر و خام:
    الا به چرخ ولایت چو اختر رخشان که مرغ روز به زیر پرت گرفته کنام
    به آسمان ولایت تو هشتمین بُرجی تو را بر اوج زحل گشته است جای و مقام
    اگرچه تحت ثرایی تو را ثریّا تخت ز بهر توست هنوز اینچنین زمین آرام
    شنیده‌ام که دلِ خاک بر مثال سباع بسازد از تن ما وقت چاشتگاه طعام
    ولیک در تو چه گویم چرا چنینت خاک شده است بهر زمانی دراز جای منام؟!
    یقین از سرِ خوف است که همچو صیّادی گشاده بر ره سیمرغ کوه قاف او دام
    زِ هول ساعت بیمی که کوه زان رقصد زمین زِ تو به سکون و تویی به دامش وام
    نهیب می‌زندم عقل هین مگو زین بیش همای اوج کجا و شکار دام کجا؟!
    حکایت تو و تربت درست هست چنان چو بیشه‌ای که به خفتن رود در آن ضرغام
    به بیشه اش اگر آن شیر خواب دارد بس نگفته کس و نگوید که مَاتَ مَن هُوَ نَام
    بریده باد زِ نایم نفس از این تشبیه هزار شعلة آتش زِ دوزخم در کام
    تو را چگونه کند وصف این زبان علیل که بر نیامده از وصف تو کسی زِ انام
    مرادم از همه گفتار عشق‌بازی و بس وگرنه هیچ نگردد تو را محیط افهام
    تو را چو ماه بخواندم عتاب کردم دل مگوی گفت که تیغت برآورم زِ نیام!
    چو خواستم که بسازم تو را مشبّه مهر زجاج مهر شکست از هجوم این اجرام
    از آن سبب چو مَلَک خواندمت پس از آن لیک مثال موج شدم دل برای تیر و حُسام
    مرا به ذهن درآمد شمائلت چون گل گل و من از رخ تو گشته ایم صهبافام
    بدادمت لقب شاه مملکت‌آرای که داده‌اند شهانش به هر دو دست لجام...

  • پیوند نظر سه شنبه, 05 شهریور 1398 00:18 ارسال شده توسط Ati

    بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا یا امام رضا به حق مادرت حضرت زهرا (س) حاجت روام کن کار استخدامم درست شه برا اول مهر سر کلاس درس باشم فقط معجزه میخوام ازت همان طور که ضامن اهو شدی ضامن من هم شو و از خدا بخواد که کارم درست شه

  • پیوند نظر دوشنبه, 04 شهریور 1398 12:43 ارسال شده توسط دلتنگ

    سلام آقا
    چیکار کنم .درمونده م.
    بطلب بیام دردامو دوا کنی

  • پیوند نظر یکشنبه, 03 شهریور 1398 20:07 ارسال شده توسط ابوالفضل دوستی

    سلام
    خسته نباشید
    مطالبی کوتاه اما پر فضیلت از تلاش چند ساله ام جمع آوری کردم
    خوشحال میشم ببینید و نشر دهید
    در اینجا : http://yaa-ali-quran.blogfa.com/

  • پیوند نظر یکشنبه, 03 شهریور 1398 19:51 ارسال شده توسط معصومه

    سلام آقای مهربانی تو رو به جوادت قسم میدهم حاجت دل همه حاجتمندان بده نظری به من گناهکار هم داشته باش از شما امام رئوف تمنا دارم واسط بین من و خدا باش برای قبول توبه من به درگاه حق چون فکر میکنم و مطمئنا به خاطر گناهانم هست که به حاجتم نمیرسم و گره های زندگی من باز نمیشه .تورا قسم به خواهرعزیزت معصومه ،من رو هم معصوم و.پاک بگردان.


    التماس دعا

  • پیوند نظر یکشنبه, 03 شهریور 1398 10:48 ارسال شده توسط نرگس جبلی

    یا امام رضا کاری کن به این آرزوی مهمم برسم من همیشه به شما تو کل کردم حاجتم را برآورده کن یا امام رضا نگذار من آبرویم برود یا امام رضا یا امام رضا یا امام رئوف
    نمی دانم که پیامم به شما می رسد یانه ولی خیلی محتاجم شما همیشه آرزو هایم را برآورده کردید

    من تو این چند وقت آدم خیلی بدی شده ام همه کارای بدو که فکر نمی کردم طرفش برم رو رفتم
    اشتباه کردم آقا جان غلط کردم می خوام توبه کنم کمکم کن یا اما رضا

  • پیوند نظر یکشنبه, 03 شهریور 1398 10:45 ارسال شده توسط نرگس جبلی

    یا امام رضا کاری کن به این آرزوی مهمم برسم من همیشه به شما تو کل کردم حاجتم را برآورده کن یا امام رضا نگذار من آبرویم برود یا امام رضا یا امام رضا یا امام رئوف

  • پیوند نظر شنبه, 02 شهریور 1398 10:42 ارسال شده توسط دلتنگ

    تنهام خیلی تنها

  • پیوند نظر جمعه, 01 شهریور 1398 03:05 ارسال شده توسط امین

    یا امام رضا...بی مقدمه و کوتاه...میدونم سرت شلوغه...مارو به اسم شما میشناسن...اگه قراره بعد یه عمر نوکری این وضعیت من باشه....دستت درد نکنه...برا من که بد نمیشه...منکه کریم نیستم...امام رئوفم اسمم نیست...شما کریمی...رئوفی مشکل گشایی...اگه راسته...گره گشایی کن...اگرم نیست...که الکی سرتو درد نیارم...اگه قراره کاری برامن بکنی...دیگه فکر کنم الان وقتشه...دیگه کارد از استخونم داره رد میشه...هاشا به کرمت...به جان جوادت شکایتتو به مادرت حضرت زهرا میکنم...شکایتتو به جدت امام حسین میکنم...من با اون وضعیت امدم زیارتت جوابمو ندادی...باشه آقا...من به همه میگم امام رضا بی محلم کرد...به همه میگم

  • پیوند نظر چهارشنبه, 30 مرداد 1398 19:48 ارسال شده توسط خاک پای امام رضا

    بسم الله الرحمن الرحیم.السلام علیک یاضامن اهو.سلام مولای من نامه و عرض حاجتم این بار برا حل مشکل سی ساله است.حقی ک ناحق شده و شما میدونید.ازشما کمک میطلبم برا پیداکردن راهی ک بتونم حقمونو پس بگیرم.دستمو بگیر به آبروی جوادت ک درمانده ام

  • پیوند نظر سه شنبه, 29 مرداد 1398 18:15 ارسال شده توسط دلتنگ حرم

    سلام بر امام خوبی ها.
    آقا جان گنه کاری رو سیاه ام و دلتنگ دیدن روی ماه ضریح تان. دردمندم و تسکین دردم عطر حرم شماست. آقاجان این بنده روسیاه ب درگاه خدا را بطلب. کلید برآورده شدن حاجت همه دست شماست. حاجت مرا هم ب رسم بنده نوازیتان و به حرمت دل پاک ترین زائرانت روا کنید. الهم عجل لولیک الفرج. الهی آمین
    (یا امام رضا خودت میدونی چقد توی زندگیم تلاش کردم و همیشه ب در بسته خوردم. قسم ات میدم ب جوادت کمکم کنی که ی کار خوب با درآمد خوب پیدا کنم
    و زندگیم سروسامون بگیره. ی حاجت دیگه ام دارم اگه صلاحمه جورش کن اگه نیس کمکم کن از سرم بیفته.??)

  • پیوند نظر سه شنبه, 29 مرداد 1398 16:01 ارسال شده توسط یسنا

    سلام و عرض ادب به امام عزیز امام رضا.من هر وقت حرم آمده و دعا کردم پذیرفته شد قربون بزرگیت برم امام رضا.راستش میخواستم بازم ازت خواهشی کنم یا ضامن آهو.من مادر دوتا دختر کوچیک سه و چهار ساله ام.که به دلیل مشکلات مالی نه میتونم به خوراکشون برسم و نه پوشاک و اسباب بازی و من و پدرشون همیشه شرمندشدنیم.یا امام رضا شوهرم از بیکاری مجبور شد ما رو رها کند و مدت یه ماه شمال بره که سر گذر کار کنه.بازم که برگشت پولی نداشت و همه رو به قرضاش داد و دریغ از یه سوغاتی برای طفلای سختی کشیده.امسال هم باید بره پیش اما نمیتونم بفرستم یا امام رضا ماخیلی سختی کشیدیم تو شهرمون معدنه و شوهرم بیکار.یا امام خوبیها بیا و خوبی کن ودر حقمون دعا.ممنونم امامم

  • پیوند نظر سه شنبه, 29 مرداد 1398 01:21 ارسال شده توسط محتاج نگاه

    سلام امام مهربانی
    آقا جان امشب شب غدیر و بازم من به اندازه همه عالم دلتنگم.یهو امشب بدجور دلم هوای شما رو کرد.آخرین بار که اومدم زیارتتون یادتونه کلی شکایت شوهرم و خانوادشو پیشتون کردم.چقد تو اون سفر از جانب اونها آزار دیدم.الانم کلی دلم گرفته.موندم چطور یه انسان میتونه اینهمه شر و بلا و فتنه باشه؟؟؟چرا شوهرم و خانواده اش سر سوزنی از انسانیت بو نبردن چرا انقد ذات خراب دارن؟شوهرم در حق من و بچه ام خیلی دروغگو و بی مسئولیت و خسیس و فقط خدا میدونه چقد در حق ما بد میکنه.کل دارایی و اموالشو به اسم خانواده اش کرده.من و بچه ام رو از کوچکترین امکانات اولیه زندگی محروم میکنه.تمام تفریحاتش رو با خانواده اش میره و مارو حتی گاهی تا روزها تنها میذاره.از لحاظ عاطفی و مالی تحت مضیقه میذاره.یسری از وسایلمو که جهیزیه خودم بودن گذاشته خونه مادرش تا اون ازشون استفاده کنه.همه چیز رو از من مخفی میکنه.بجز یه دست لباس راحت از خودش هیچی تو خونه مشترکمون نیاورده و همه رو خونه مادرش نگهداری میکنه.همین خونه مستقل رو دادگاه به زور تحمیل کرد بگیره که البته کمترین امکانات ابتدایی رو داره.آقا جونم اگر بخوام از همه ظلم و جوراش بگم بقولی مثنوی هفتاد من کاغذ شود.شرمنده ام آقا ولی اونقد ازش بیزارشدم که روزی هزار بار آرزوی مرگ براش میکنم.اگر بخاطر ترس از آینده پسرم نبود یک ثانیه هم این زندگی با این آدم رو تحمل نمیکردم.امشب از شما التماس التفات و مساعدت دارم‌شما شفاعت من و پسرمو پیش خدا بکنید.آقا جون بخدا خیلی خسته ام خیلی کم آوردم خیلی

  • پیوند نظر دوشنبه, 28 مرداد 1398 23:22 ارسال شده توسط دلتنگ

    سلام امام عزیز ...امام رضا ..بطلب ..دلم پر میکشه واسه حرمت واسه خلوت کردن با شما توی رواق های حرمت ....واسه نشستن های طولانی و نظاره کردن ضریحت واسه آرامشی که شما بهم میدی ...واسه شما ..
    خیلی دلتنگم ...بغض گلومو گرفته ...بطلب آقا خیلی زوود ..

  • پیوند نظر دوشنبه, 28 مرداد 1398 12:36 ارسال شده توسط مشتاق دیدار

    سلام
    امام، خودتون بطلبید بیام اونجا، حالم خوب بشه، خودتون که میدونید من اختیارم دست خودم نیست که بتونم تنها بیام، کسی هم به حرفم گوش نمیده و اهمیت نمیده?که تا گفتم براشون مهم باشه و منو بیارن اونجا، چند ساله که هی بهم قول الکی میدن و نمیارنم
    دیگه خسته شدم، دیگه تصمیم گرفتم بهشون نگم که منو ببرن جایی، از بس تو خونه بودم رنگ و بوی خونه رو گرفتم، میگن زیارت اولی ها رو به آرزوشون میرسونید به اذن خدا البته
    خودتون بطلبید بیام، هم از نظر روحی آروم بشم و حال وهوام عوض شه، هم باهاتون درد و دل کنم و از هدفم و زندگیم براتون بگم و شما گره مشکلاتم رو باز کنید، میدونم کلید مشکلاتم دست شماست.
    پس دیگه سپردمش به خودتون، کارهاش رو خودتون جور کنید،امیدم به خودتونه، دست شما درد نکنه
    خداحافظ

  • پیوند نظر دوشنبه, 28 مرداد 1398 09:32 ارسال شده توسط بنده روسیاه خدا

    سلام آقاجون،توروبه حق حضرت زهرا قسم میدم که بطلب فقط یکبار بیام پابوست_توان مالی رو ندارم خودت واسطه شو وبطلب که برای یکبار فقط بیام برای عرض ادب _یه دختریتیم بی درآمدم که آرزومه بامادرم بیام زیارتت ولی قسمت نشده خودت کمکم کن

  • پیوند نظر دوشنبه, 28 مرداد 1398 07:59 ارسال شده توسط نوکر امام رضام اگه قبولم کنه

    السلام علیک یا غریب الغربا

    یا امام رضا خودت خبر دلمو داری کمکم کن یا امام رضا کمکم کن که شرمنده کسی نشم

  • پیوند نظر یکشنبه, 27 مرداد 1398 23:30 ارسال شده توسط زهره

    سلام امام رضا جون تورو به جون جوادت اگه صلاحم هست کار تامین اجتماعی و ازدواجم رو درست کن

  • پیوند نظر یکشنبه, 27 مرداد 1398 22:24 ارسال شده توسط مهدی صابری

    سلام آقا امام رضا. با حال گریه این نامه را مینویسم. آقا جان بنده خاطر خواه یک دختری هستم که مومن و متدین هست و با من سازگار است. ولی پدرم هر کاری کردم، راضی نشد به خواستگاریش برود. پدر دختر هم راضی نمیشود تنهایی به خواستگاریش بروم. آقا جان خودتان خواستگارم باشید قربونتون برم.
    نویسنده نامه مهدی صابری

  • پیوند نظر یکشنبه, 27 مرداد 1398 22:06 ارسال شده توسط عطیه فروتن راد

    سلام آقای من سلام امام رئوف امام رضا جانم دلم خیلی گرفته خیلی آقاجان چیکار کنم امام رضا جانم به کی پناه ببرم یا امام رئوف تو کمکم کن یا امام رضا قلبم داره از درد می ترکه

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 20:33 ارسال شده توسط غریبه نیستم

    السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 18:05 ارسال شده توسط نگین

    سلام
    در حال گوش دادن به زیارت عاشورا و گریه کردن این نامه را برایتان مینویسم
    اين آخرین نامه ای هست که برای ائمه خواهم نوشت
    آخرین امید. آخرین التماس به درگاه خدا و واسطه کردن ائمه
    کمکم کنید تا امشب بهترین تصمیم رو بگیرم

    کاش همه چی درست بشه بدون اینکه تصمیم من نقشی درش داشته باشه، یا امام رئوف خودتون میدونید منظورم چیه

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 15:14 ارسال شده توسط آیا غیر از خدا فریاد رسی هست که به یاری مظلوم بشتابد

    سلام وقت بخیر امیدوارم حالتون خوب باشد لطفا پیام قبای مرا پاک کنید و در سایت نگذارید ممنون

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 14:17 ارسال شده توسط آیا غیر از خدا فریاد رسی هست که به یاری مظلوم بشتابد

    السلطان ظل الله فی الارض
    حضرت پناهگاه همه مظلومان عالم ......
    سلام‌ علیکم‌ و رحمه‌ الله‌



    آیا غیر از خدا فریاد رسی هست که به یاری مظلوم بشتابد.

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 14:15 ارسال شده توسط آیا غیر از خدا فریاد رسی هست که به یاری مظلوم بشتابد

    السلطان ظل الله فی الارض
    حضرت پناهگاه همه مظلومان عالم ......
    سلام‌ علیکم‌ و رحمه‌ الله‌

    اینجانب طیبه نظری دانشجوی رشته تخصصی کودکان در شهر اراک می باشم به دلیل عدم توانایی در پرداخت اقساط وام بانک رفاه قزوین شعبه مرکزی دادنامه شعبه پنجم دادگاه حقوقی قزوین تقاضای اعسار از پرداخت محکوم به و تقسیط موضوع دادنامه را داده بودم مورخ 22/05/1398 ساعت 11 در جلسه دادگاه که با حضور قاضی آقای مسعود سلیمانی و وکیل بانک رفاه خانم گلپور برگزار شد
    متاسفانه از همان بدو ورود با برخورد تحقیرآمیز و ناجوانمردانه ی قاضی مواجه شدم که از همان ابتدا تهدید به صدور حکم جلب و زندان در صورت پرداخت نکردن بدهی بانک را نمودند! وکیل بانک خانم گلپور هم پا به پای ایشان مرا مورد تحقیر و تمسخر و استهزا و قضاوتهای ناعادلانه خود قرار دادند! آنچنان که اشک بردیدگانم جاری شد و با بغض و گریه از وضعیت نابسامان زندگی و رنج هایی که کشیده بودم سخن گفتم... من در رشته پزشکی تحصیل کرده ام و به دلیل نداشتن سواد حقوقی لازم بارها از طرف قاضی محترم به فردی گیج ودروغگو محکوم ‘و به سخره گرفته شدم !!! در انتهای جلسه دادگاه قاضی محترم با لحنی کنایه آمیز ودر حال بیرون راندن من از اتاق گفتند برو وکیل بگیر و از همین خانم گلپور که خانوم بسیار خوبی هستند شماره تلفن شان را بگیر و صحبت کن وکالت شمارا بپذیرند...!!!

    پیوست نامه توضیحات کامل ............

    من در چنین شرایطی به قاضی دادگاه برای اعسار پناه بردم چون فکر می کردم قانون از زنی که سالها برای حفظ حریم خانواده و فرزندانش این همه رنج و سختی را تحمل کرده حمایت می کند اما متاسفانه در محضر قاضی محترم و وکیل بانک خانم گلپور به جرم این همه فشار و سختیهای زندگی مورد تحقیر و شماتت قرار گرفتم بطوریکه وکیل بانک با پوزخند به من می گفت اگرهمسرتان خیانت می کرد چگونه باردار شدین؟و قاضی نیز با صراحت تمام مکررا میگفت کاملا مشخص است که دروغ میگوید و آنقدر گیج بازی در آورده که باید حکم جلبش صادرو به زندان برود واقعا باور کردنش آنقدر برای آنها که در مقام والایی نشسته اند سخت است که زنی به خاطرزندگی اش و اینکه تن و روحش آلوده به کوچکترین گناهی نشود بارها فداکاری کند و هرگونه تحقیر و بی احترامی و شکنجه های روحی روانی و جسمی را تحمل کند تا آشیانه فرزندانش خراب نشود ؟
    آیا این است نحوه برخورد با زنی بی پناه و رنج کشیده که برای رسیدن به حقش به قانون پناه آورده مگر نه این است که قضاوت تنها یک شغل نیست بلکه ظلم ستیزی و دفاع از حق و یاور مظلوم بودن است و علیه ظلم و بی عدالتی وتعدی و تجاوز به حقوق دیگران قیام کردن به عنوان یک تکلیف و مسئولیت برعهده قضات است.


    لازم به توضیح است که من در خانواده ای بسیار فقیر در کردستان متولد شدم پدرم مردی مستبد بود همسران دیگری اختیار کرد و مارا ترک نمود.مادرم زنی بی سواد بود و با رنج و سختی فراوان و انجام کارهای طاقت فرسا زندگی 4 فرزند خردسالش را اداره میکرد.ما در خانه ای کوچک و کاهگلی که با هر بارش باران آب بر سر و روی ما چکه میکرد زندگی می کردیم با سختی و با وجود همه کمبودها توانستم در رشته پزشکی قبول شوم و با اینکه به خاطر فقروشرایط مالی خانواده ام دوران تحصیل بسیار تلخی را سپری کردم و مادرم قادر به تامین هزینه های رفت و آمد و کتابهای من نبود و نهایتا مجبور به ازدواج با مردی شدم که قبلا ازدواج کرده بود و از همسرش جدا شده بود او حتی حاضر به برگزاری مراسم ازدواج نشد و مرا به عنوان برده به روستایشان برد و من نیز که بسیار ساده و خجالتی بودم و تنها خواسته ام از ایشان وفاداری وتعهد نسبت به زندگی مشترک بود اما افسوس که ازهمان روزاول متوجه مشکلات اخلاقی و ارتباطات نامشروع او با خانم های متعدد شدم و اینکه با کوچکترین بهانه ای مرا به باد کتک های سهمگین و ناسزا می گرفت من نیز به خاطر حفظ زندگی و نداشتن هیچ پشت و پناهی آزار و اذیت های او و خانواده اش را تحمل می کردم .
    اوایل سال 1393 از بانک رفاه (شعبه مرکزی قزوین) 300 ملیون تومان وام به نام من گرفتند و دلیل گرفتن وام به نام من را بدهکاری مهریه به همسر سابقشان مطرح کردند.. در همین زمان همسر قبلی ایشان با حکم جلبی که داشت ; ماشین و همه اموالش را مصادره کرد. و من نیز به خاطر اقساط معوق بانک ناچار شدم خانه را به مستاجر رهن بدهم و به روستای همسرم برای زتدگی بروم و پول رهن را که حدود 50 ملیون تومان بود یکجا به بانک رفاه دادم;در این میان نا خواسته باردار شدم و در اوج سختی زندگی در روستا متوجه رابطه عاشقانه همسرم با منشی اش شدم او نیز با وقاحت از من خواست برای جبران خیانت هایش با مردی بیگانه وارد رابطه شوم و من دیگر این ننگ وحشتناک و حقارت را نتوانستم تاب بیاورم و از او خواستم مرا طلاق دهد اما متاسفانه به دلیل مفقود شدن شناسنامه این امر معوق ماند و من با دو فرزند شیرخوارم آواره روستاهای محروم و دور دست شدم تا بلکه با خدمت به مردم محروم تسلی بر دردها و روح و روان رنج کشیده ام باشد و دور باشم ازاین همه دروغ و فریب و ناجوانمری... چند ماه بعد رشته تخصصی کودکان قبول شدم و برای ادامه تحصیل به اراک آمدم در طول دوران تحصیل با مشقت فراوان از کودکانم مراقبت می کردم و همزمان با کشیک های سنگین بیمارستان و کمک هزینه ناچیزی که می گرفتم زندگی ام را می گذراندم.

    در طول این مدت بارها از طرف بانک و ضامن تحت فشار و تهدید قرار گرفتم نهایتا بانک تصمیم به مصادره خانه گرفت و در کمال نا باوری قیمت خانه را 399 میلیون تومان ارزیابی کرد و تاکید کرد که حق هیچ گونه اعتراضی هم ندارم با مراجعه به اداره اجراء و ثبت اسناد شهرستان قزوین خدمت رئیس محترم جناب آقای کیائی رسیدم و ایشان متحیر از این ارزیابی قیمت خانه که دستور فرمودند متنی که ایشان دیکته نمودند را برای اعتراض به اختلاف فاحش قیمت خانه به اداره اجراء تسلیم نمودم.... ولی متاسفانه ترتیب اثری داده نشد .
    بانک در سال 1393 قیمت خانه فعلی را 374 میلیون ارزیابی کرده است مطابق با سند ثبت↓حال بعد از گذشت 5 سال قیمت خانه من هیچ تغییری نکرده !!! ولی وام 300 میلیون تومانی بانک 1 ملیارد تومان شده...!!!

    آیا غیر از خدا فریاد رسی هست که به یاری مظلوم بشتابد.

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 11:55 ارسال شده توسط محمدمهدی برزگر باقری

    سلام آقاجان مادرت فاطمه زهرا یک کمک کن من باپدرم کار می کنم
    فقیر نیستیم ولی گرفتار 10سال ام بود بابا گفت می‌رویم امام رضا
    هر سال یک مشگل جور شود تا امروز که این نامه را می نویسم اقا
    گمگ کن بیایم داداش مریض خودم دلم گرفته نمی توانم به بابا بگم مادرم افسردگی شدید عمه مادر بزرگم هم ما هستند همه میگن نداریم صبر کن تاامسال که بابا بخاطر صاحبخانه مان یگسر گریه ناله می کنداقا پس کی نوبت ما می‌شود امسال نیاییم می روم پیش خواهرت شگایت می کنم
    آقا آنقدر به صابر خراسانی پیام دادم که بریدم اقاکمک کن بابان یک گاسبی کنند بیایم یا آقا بطلب بیام خانواده روحیه بگیرند یک هفته جارو کنم حیاط تان رااقا بابازیاد غصه می خوره یک موقع سکته نکنند ما گسی را نداریم مستاجر هستیم چون بابابزرگم مرده عمه ومادر بزرگم باما است آقا آنها هم گناه دارند خیلی وقت است جایی نرفتند قول می دهم بزرگ شودم
    دست گرفتاریها را بگیرم آقا بابا آمد نگذار بفهم من نامه نوشتم گریه می گنه من طاقت ندارم
    ارادتمند شما محمدمهدی برز گر

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 11:18 ارسال شده توسط سجادحسن پور

    سلام آقاجان سلام ای رضای اطهر سلام ای خورشید تابان سلام ای دستگیر هر بیچاره آقاجان دلم گرفته درسته آدم خوبی نیستم درسته ناخالصی دارم ولی گیرم خیلی زیاد گیر پولم آقاجان گیر بیست میلیون پولم کمکم کن که پشت ندارم امیدم رو نا امید نکن منو از در خونت کاش ببینمت کاش بتونم برسم خدمتت دوست دارم دوست آقای مهربونی

  • پیوند نظر شنبه, 26 مرداد 1398 09:45 ارسال شده توسط حامد

    سلام اقا و مولا و فخر ایرانیان

    سال قبل اردیبهشت بود که دعوتنامه جشن عقد را برایتان ارسال کردیم و مراسم ما مزین به یاد و دعای شما شد

    و العان در ۳۱ مرداد، جشن عروسی آن هم با تمام طعنه ها از نوع کار ، پرقوت و باتوکل برگزار میکنیم

    اجناس جهیزیه به اندازه و تولید کشورمان ایران

    جنس کارت دعوت عروسی از کاغذ ایرانی

    البسه و پوشاک ایرانی

    متن کارت عروسی که خدمتتان ارسال میگردد، اسلامی و طنز

    نوع برنامه عروسی کاملا اسلامی، بدون هیچ نوع موسیقی اما شاد و مفرح توسط مداح معروف اصفهان

    خلاصه امید و توکل به خدا داریم

    نذر روزه مستحبی و ختم صلوات و ذکر یاعلی کردیم که در مراسم عروسی ما گناه نباشه

    انشاءالله

    والعاقبتنا الشهاده فی زمره مولانا امام العصر(عج)

  • پیوند نظر جمعه, 25 مرداد 1398 12:41 ارسال شده توسط نگین

    سلام امام
    خیلی دلم گرفته، نیاز به کمک دارم، خودم تنهایی توانایی بیرون اومدن از این شرایط رو ندارم،
    بطلب بیام از خودت کمک بخوام
    تا فردا شب فقط وقت دارم تصمیم نهایی رو بگیرم و عملی کنم، بعد اون سرنوشت تمام عمرم عوض میشه
    به خدا اصلا نمیدونم چه تصمیمی بگیرم، خیلی کلافه ام
    نه میتونم برم و یه عمر.... نه قدرت و توان و شرایطش رو دارم که یه سال دیگه بمونم...
    نمیدونم تا فردا شب نامه ام به دستتون میرسه یانه
    کمکم کنید آروم بشم و بهترین تصمیم رو بگیرم...
    الآن توی سخت ترین شرایطی ‌‌هستم که تاحالا توی زندگیم برام پیش اومده و دیدم و حسش کردم توی زندگی کسی
    بدون کمکی از طرف شما ائمه و خود خدا، نمیتونم از این گرداب بیام بیرون انگار افتادم توی یه باتلاق بلا و دردسر و اذیت و حال بد که لحظه به لحظه برام سخت تر و عمیق تر و دست و پا گیر تر میشه
    کمکم کنید بیام بیرون
    بی پرده بگم :من بدترین آدمی هستم که تاحالا توی کره ی زمین وجود داشته و داره، منفور ترین بدترین، میخوام خوب بشم
    اولین قدمش رو خودتون خوب میدونیدبذارید منم به زندگی برگردم

    پاسخ نامه شما
    سلام علیکم
    نامه شما به ضریح مطهر منتقل شد
    پیشنهاد می شود در خصوص مورد خود با کارشناسان متدین و مجرب صحبت بفرمایید و مشورت بگیرید حتما بهترین انتخاب را خواهید داشت
    التماس دعا

  • پیوند نظر پنج شنبه, 24 مرداد 1398 18:28 ارسال شده توسط امین رضا یزدانی

    سلام
    یا امام رضا ع دختر..... برسون به من. ..... را نصیبم بکن.
    زن زیبا،... زن درست حسابی برسون

  • پیوند نظر پنج شنبه, 24 مرداد 1398 18:27 ارسال شده توسط امین رضا یزدانی

    سلام یا امام رضا
    حقم را با دیوان عدالت اداری، بگیرم همچنین کسی یا خودم به دیوان عدالت اداری شکایت کنیم تا همه پرسنل رتبه بندی شوند.

  • پیوند نظر پنج شنبه, 24 مرداد 1398 18:22 ارسال شده توسط نگار

    سلام امام رضا
    ی بنده ی گناهکارتم میدونم ولی غیر ازتو واحداد وفرزندانت و خداتون دری و نمیشناسم بارها دستم و گرفتی مشکل زیاد دارم ولی الان فقط شفای خواهرم و ازت میخام از شما خواننده هام میخام دعا کنید جواب مغز واستخوان و پاتولوژیش مشکل نداشته باشه, به حق خواهرت حضرت معصومه, معصومه س مارو شفا بده, تنهامون نذارین

  • پیوند نظر پنج شنبه, 24 مرداد 1398 18:20 ارسال شده توسط سمیه

    خدای مهربانم به حرمت امام رئوف به داد من و خانواده ام برس.

  • پیوند نظر پنج شنبه, 24 مرداد 1398 13:36 ارسال شده توسط امین رضا ی

    با سلام
    حتما دختر ..... زنم شود و به من رسانده شود.

  • پیوند نظر پنج شنبه, 24 مرداد 1398 13:30 ارسال شده توسط امین

    از شر س و م و ب و اداره و اداره کل و گزینش و ...

    پاسخ نظر شما
    به جای نفرین کردن دیگران پیشنهاد می کنیم برای هدایت آنها دعا کنید و نامه ای با این مضمون جهت ارسال به ضریح مطهر ثبت بفرمایید

  • پیوند نظر چهارشنبه, 23 مرداد 1398 23:04 ارسال شده توسط نگین

    سلام
    یا امام رضا، میگن شما امام رئوفی هستید
    کمکم کنید به حاجتم تو کنکوری که دادم برسم (پزشکی)
    قول میدم تا آخر عمر به ازای هر روز عمرم یه صلوات برای مادرتون نجمه خاتون بفرستم.
    به خاطر مادرتون کمکم کنید
    به خاطر مادرم کمکم کنید

  • پیوند نظر چهارشنبه, 23 مرداد 1398 14:51 ارسال شده توسط نگین

    سلام
    ای کاش می اومدم اونحا میگن زیارت اولی ها دعواشون برآورده میشه دعا میکنم پزشکی قبول بشم

  • پیوند نظر سه شنبه, 22 مرداد 1398 01:01 ارسال شده توسط گل یا پوج

    اقا سلام .
    بنده ی خوب خدانیستم .پر از گناهم میدونم اما اقا یکبار گفتم یا ضامن آهو ضامن عشقم باش خوب بشه.کمکش کردی اقا.قربونتونب رم
    اقا شماره به بزرگیتون قسم میدم کمکم کنید.ازتون خواهش میکنم‌ضامن خودم و زندگی خودمم باشید .ضامنم بشید و کمکم کنید همه جیز درست بشع.دیگ نابودم.دیگ زندگس برام بی معنی شده.اقا کمک .
    یا ضامن آهو ضامنم باش تا بلند شم و عشق سربگیره

  • پیوند نظر دوشنبه, 21 مرداد 1398 22:49 ارسال شده توسط یوسف

    سلام اقای من اقای مهربانم مددجوی بهزیستی هستم معلولیت شدید بینایی دارم

  • پیوند نظر دوشنبه, 21 مرداد 1398 00:41 ارسال شده توسط نگین

    سلام امام خوبیها
    امیدوارم به حق خوبی و پاکی و صداقت شما، من هم گره از کارم باز بشه اگر گرهی هست، واگر درگیر آزمایش الهی هستم خدا من رو هر چه زودتر، به سلامت و با موفقیت از این آزمایش ببره بیرون با سربلندی
    کمکم کنید یا امام رضا
    یک بار برای همیشه از خدا بخواهید که هر چه زودتر منو نجات بده از شرایطی که توش هستم، خدایی نکرده نمیخوام مثل قبل ناشکری کنم یا غر بزنم ولی واقعا صبر بر این مشکلات خیلی برام سخت شده و هر لحظه دشوارتر میشه و میترسم که از پسش بر نیام
    کمکم کنید هر چه زودتر شرایط درست بشه
    ان شا الله

  • پیوند نظر یکشنبه, 20 مرداد 1398 12:04 ارسال شده توسط سپیده

    سلام برامام مهربان ماچهارتاخواهریم پدرمون 60ساله شه وخونه نداریم مستاجریم بای مادرمریض صابخونه عذرمونو خواسته تو این شب عید قربان نمیدونم چ کارکنم وام میخوام بگیرم ضامن ندارم .خودت ب مانظری کن تورو خدا نورو بجوادت قسم میدم دست مو رهانکن .ب کی برای ضامن رو بزنم بخدا یدختر جوونم بهرکی روزدم توقع بی جا دارن من به دست گره گشای شما ایمان دارم کمکم کن......

  • پیوند نظر شنبه, 19 مرداد 1398 22:49 ارسال شده توسط ONLYGODFOREVER

    سلام امام رضا ، امام رضا دلم خیلی گرفته محمد داداشمو یادته بیست و چند ساله پیش خودت شفا دادی الان تو مشهدته دلش مهربون بود نمازخون و بچه مذهبی بود دوستداشتنی و حامی بود ولی ی چند سالی هست دل بریده دل شکستس راهشو گم کرده پیش خودته دستش خالیه دلش پر از آهه به بن بست رسیده کاری ازم براش بر نمیا جز التماس به تو خودمم الان تو یکی از شهرستانهای اصفهانم میخاد کاری شروع کنه احتیاج به کمک مالی داره به زمین و زمان رو زده خودشو خورد مرده گریه کرده التماس کرده الان له له شده به ته خط رسیده بغض و کینه تموم وجودشو گرفته آوراه شده تو مشهدت کمکش شد مگه نمیگن ان الله خیر حافظا من به خدا بعد خودت سپردمش و راهیش کردم دستمون خالیه همه کار کرده ولی چیکار کنه دیگه امام رضا به حدی بریده که میخاد ی بلایی سر خودش بیاره نمیدونم الان کجاست آدرس نمیده تلفنشم جواب نمیده هیچ کسی را جز تو ندارم برای همین بهت رو می زنم خودت چاره کارش باش میگه این کار را از پسش برمیاد یا این کار یا مرگ به خدا نمیخاستم اینو بنویسم شرمندتم تا الان نبوده رو بزنم دست خالی ردم کنی این بارم رو میزنم از راه دور دل شکسته و بریده از همه جا دست به دامنت میشم همینطور که قبلن شفاش دادی کمکش کن براش پدری کن آرومش کن امام و راهنماش باش میدونم ذاتش بد نیست ولی جوونه بریده تو ازش دل نبر تو دستشو بگیر التماست میکنم ضامنش شو پیش خدا امام رضا دلتنگتم خیلی دلم میخاست پیشت بودم ی ضرب می نشستم رو به ضریحت تا بهم رحم کنی
    إِلَهِی کَیْفَ أَدْعُوکَ وَ أَنَا أَنَا وَ کَیْفَ أَقْطَعُ رَجَائِی مِنْکَ وَ أَنْتَ أَنْتَ إِلَهِی إِذَا لَمْ أَسْأَلْکَ فَتُعْطِیَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیُعْطِینِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَدْعُکَ [أَدْعُوکَ]فَتَسْتَجِیبَ لِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَدْعُوهُ فَیَسْتَجِیبُ لِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَتَضَرَّعْ إِلَیْکَ فَتَرْحَمَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ فَیَرْحَمُنِی إِلَهِی فَکَمَا فَلَقْتَ الْبَحْرَ لِمُوسَى عَلَیْهِ السَّلامُ وَ نَجَّیْتَهُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تُنَجِّیَنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ وَ تُفَرِّجَ عَنِّی فَرَجاً عَاجِلاً غَیْرَ آجِلٍ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

  • پیوند نظر پنج شنبه, 17 مرداد 1398 22:36 ارسال شده توسط امیررضا

    سلام امام رضا پسر 17 ساله ای هستم دوست دارم شما رو در خواب ببینم چند بار هم به زیارت شما امدم میخواستم خودم این زخم معدم و تنگی نفسم رو شفا بدید اول خدا بعد شما خیلی دوستون دارم

  • پیوند نظر پنج شنبه, 17 مرداد 1398 21:19 ارسال شده توسط نگین

    سلامامام رضا
    یه چیزی بگم؟
    اگه بگم اشتباه کردم قبوله؟
    ببخشید
    من نباید زیاد دخالت میکردم تو کار خدا
    هم از شما هم از خدا عذر میخوام
    ببخشید
    غلط کردم
    دیگه تکرار نمیشه
    از خدا برام طلب بخشش کنید
    امیدوارم همه چیو خراب نکرده باشم و هنوز راه برگشتی مونده باشه

  • پیوند نظر پنج شنبه, 17 مرداد 1398 18:22 ارسال شده توسط رضا

    السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام
    آقا سلام؛
    بدون مقدمه حرف دلمو میگم و میرم سر اصل مطلب...
    ازت گله دارم...
    مگه جویاشدن حال همسایه ثواب نیست.چرا منی که همسایه ات هستم رو حالمو نمیپرسی...باشه قبول من بی معرفت ک حال نپرسیدم اما تو چرا؟؟؟!!!!
    نکنه فراموشم کردی....
    کلی سختی رو دارم تحمل میکنم و تا مرز نا امیدی پیش رفتم اما باز به خودم گفتم هنوز خدا هوامو داره و آقا هم که همسایمه مراقب من هست...
    ولی...این وسط بی عدالتی داره به پشم میخوورره...چرا من که صبح تا شب کار میکنم حتی نمیتونم به کوچیک ترین آرزوم که خرید ماشینه برسم اما اونی که فقط میخوره و میخوابه و دستش تو جیب باباشه همه چی داره
    پدرم که فوت شد و مادرم که ترکم کرد همه امیدم شد شما و امام علی علیه السلام که میگن پدر همه یتیم هاست....
    آقا جان اجازه نده آرزو به دل بمونم
    لااقل یه کمکی کن میدونم که نا امیدم نمیکنی

  • پیوند نظر چهارشنبه, 16 مرداد 1398 15:02 ارسال شده توسط یه دوست

    من همونقدر که میخواستم تمام زندگیم رو وقف شادی و آرامش دیگران کنم، همونقدر هم میتونم بی‌رحم باشم، اگر رحمی از طرف خدا نبینم

  • پیوند نظر چهارشنبه, 16 مرداد 1398 11:53 ارسال شده توسط نگین

    واقعا انتظار نداشتم خیلی راحت بذاریم کنار
    دیگه این زندگی رو نمیخوام

  • پیوند نظر سه شنبه, 15 مرداد 1398 23:24 ارسال شده توسط نگین

    من که فقط میخواستم به بقیه کمک کنم
    مگه واسه خودم غیر از اسم چی خواستم؟
    لیاقت یه اسم دکتر و لیاقت امانتداری مردمم نداشتم؟
    لیاقت کمک به مردم و دست خدا بودن رو زمینم نداشتم؟
    مگه چی واسه خودم خواستم؟
    غیر از یه اسم چی خواستم؟
    من که فقط میخواستم درد بقیه رو تسکین بدم
    من که فقط میخواستم شادی رو به زندگی بقیه ببرم
    این چه غمی بود افتاد تو زندگی خودم
    کی منو نجات میده
    من بی شما چیکار کنم
    من بی خدا چیکار کنم
    من بی امام حسین و ابوالفضل چیکار کنم
    این امام زمانتون کجاست
    از من خبر داره؟
    اصلا نامم به دستتون میرسه؟
    اصلا میخونید این نامه رو؟
    اصلا می‌شنوید صدامو؟



    چرا تنهام گذاشتید

    چرا

    من دوستون داشتم

    تازه با شما آرامش گم شده ی چندین و چند ساله ام رو پیدا کرده بودم

    تازه فهمیده بودم امنیت ینی چی
    تازه فهمیده بودم پشتیبان و پشتوانه و سرپناه داشتن ینی چی

    تازه فهمیده بودم برادر و عمو و پدر داشتن و خواهر و مادر غمخوار داشته باشم یعنی چی

    تازه راهمو پیدا کرده بودم

    چرا اخراجم کردید؟

    تو رو خدا برگردید

    تو رو خدا اصلا بگید کجایید من خودم میام

    من این دنیا رو بی شماها نمیخوام

    من این زندگی رو بی شماها نمیخوام

    من هیچی رو بی شماها نمیخوام
    من همون خدامو میخوام
    من همون خدای مهربونمو میخوام
    تو رو به خدایی که می‌پرسید، به خدام بگید برگرده پیشم
    بگید کجاست من میرم پیشش
    من میرم منت کشی میرم راضیش میکنم برگرده
    تمومش نکنید
    منو تنها نذارید
    منم با شما میام
    منم با خودتون ببرید

    . تو رو به امام زمان قسم میدم
    همتون رو به امام زمان قسم میدم

    به خدا بگید برگرده

  • پیوند نظر سه شنبه, 15 مرداد 1398 23:10 ارسال شده توسط نگین

    پس چرا اون همه امید بهم دادید که یه دفعه خالیم کنید؟
    هنوز باورم نمیشه!!!!!
    حالا چیکار کنم


    همتون ولم کردید

  • پیوند نظر سه شنبه, 15 مرداد 1398 23:06 ارسال شده توسط نگین

    راحت و تند بیرونم انداختید و تمام درها رو به روم بستید؟

  • پیوند نظر سه شنبه, 15 مرداد 1398 20:16 ارسال شده توسط مستان

    سلام امام مهربونم سلام عزیزم هوشنگ و اعظم و اکبر سعید و منصوره با این که میدونن من حاملم خیلی اذیتم میکنن یا امام رضا خیلی بدون غذا منو از خونه بیرون کردن سر شام خیلی خانوادمو کوچیک کردن کلی تنه زدن درسته من بی تقصیر نبودم اما یکی به چندتا سرشونو کردن تو زندگیم با دوتا بچه بیرونم نمیکنن یا امام رضا داداش ندارم بابای سر زبون داری ندارم شوهر پشتی ندارم اما تورو دارم جان جوادت جان جوادت سپردمشون به خودت خودت بزار دامنشون حوالشون به خودت امروز خوابتو دیدم یا امام رضا پشتم باش جز تو کسی رو ندارم

  • پیوند نظر سه شنبه, 15 مرداد 1398 19:10 ارسال شده توسط نگین

    واقعا ازتون انتظار نداشتم
    به خدا قسم اگر نتیجم تغییر نکنه و نتونم برم پزشکی و داروسازی هم شما هم تمام امام ها و پیامبران و هم خدا رو میذارم کنار به خدااااااااااااا قسم همتونو میذارم کنار برای همیشه تا لحظه ای که بمیرم دیگه نه بهتون نگاه میکنم نه اسمتون رو میارم

  • پیوند نظر سه شنبه, 15 مرداد 1398 11:40 ارسال شده توسط محمد

    سلام امام رئوف امام رضا (ع) دیگه طاقت شرمندگی جلو زن و بچم ندارم تو خیلی از چیزهایی که خیلی ها براشون پوچه موندم و نمیتونم تهیه کنم و چیزی که از همش بزرگتره و نمیدونم تا زنده ام میتونم آرزوشون برآورده کنم یا نه ماشین و سرپناهه که من حتی نمیتونم خونه مناسب اجاره کنم جوونیم داره از دست میره و هر روز باید حسرت خیلی چیزهارو بخورم پسرم ۷ سالم نگام کرد گفت بابا داری پیر میشی موهات سفید شدن پس کی میخوای ماشین بخری عرق شرم تمام وجودم گرفت یا ضامن آهو سوالی پسرم از مادرش پرسید که جوابی نتونستم به بدم شما جواب بدین پسرم از مامانش پرسید مامان چرا آدمهای دزد مشروب خور و خلافکار خدا همه چیز بهشون داده ولی بابای من که از اینکارا نمیکنه هیچی نداره ؟ یا امام رضا نزار بیشتر از این شرمنده روی زن و بچم بشم . امام رضا خبر خوبی بهم برسون

  • پیوند نظر دوشنبه, 14 مرداد 1398 11:19 ارسال شده توسط فاطمه

    یا امام رضا
    چرا دعاهامو نمیخوای بشنوی
    چرا اینهمه فریاد و التماسمو میخوای نبینی
    من بدم درست.. گناهکارم درست
    ولی تو که بنده خاص خدایی.. تو که مهربونی.. تو که همه میگن کافیه یه نگاه کنی تا همه گره ها باز بشن.. چرا نگاهمم نمیکنی
    دکترا گفتن محمد داره شنواییشو از دست میده.. داره دق میکنه آقا جان.. دارم دق میکنم آقا جان.. مامان هر روز چروکای صورتش داره بیشتر میشه.. بابا هر روز موهاش سفیدتر میشه
    تو رو به جان رقیه امام حسین.. تو رو به پهلوی شکسته مادرت یه نگاه به ماام بنداز
    اینجا که خیلی از حرمت دوره یکی داره کر میشه.. چرا به روی خودت نمیاری اینهمه بی تابی رو
    انقدر ناامیدم آقاجان که زبونم تلخه.. انقدر درمونده ام.. دستم نمیرسه بیام محمدو دخیل ببندم به پنجره فولادت تا شاید...
    یا امام رضا

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 17:25 ارسال شده توسط سارا

    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.من یه خواهشی ازت دارم.دختری هستم که ۳۱سالمه الان خیلی وقته که هر چی از خداجونم میخوام و خواهش میکنم بختم رو باز کنه هیچ خبری نیست و بعضی وقتها واقعا دلگیر میشم که چرا خداجونم با اینکه میدونم صدامو میشنوه جوابم رو نمیده.میدونم اونجوری که باید خدا رو عبادت نمیکنم ولی خداجونم خودش شاهده که همیشه بیادشم.و همیشه شاکرشم.و هر چی میخوام فقط از خودش میخوام چون جز خودش کسی رو ندارم که ازش بخوام ولی نمیدونم چرا جوابم رو نمیده ومن واقعا خسته شدم از این وضع و خیلی ناراحتم ومیترسم همینطور تنها بمونم.ازت میخوام یا امام رضا تو منو پیش خدا ضمانت کنی و ازش بخوایی هر چه زودتر حاجتم رو بده خواهش میکنم یا امام رضا تو رو خدا.بخدا من بنده ی بدی هم نیستم همیشه سعی میکنم ادم خوبی باشم و بد کسی رو نمیخوام و خداجونم خودش شاهده همیشه دوست دارم همه همیشه خوشحال و موفق باشن.ازت خواهش میکنم یا امام رضا من نمیتونم تنهایی.من میدونم به پاکی و بی گناهی آهو نیستم که ضامنم بشی اما به خود خدا قسم اونقدرها بدم نیستم که ضامنم نشی خواهش میکنم. حداقل به خاطر خوشحالی مادرم از خداجونم بخواه هر چه زودتر زودتر حاجتم رو بده و بختم رو باز کنه.تو رو به مادرم فاطمه زهرا قسم میدم ضامنم شو یا ضامن آهو خواهش میکنم.

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 04:00 ارسال شده توسط طلوع

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    سلام امام رضای عزیز چند روز قبل که تماس گرفتم و از پشت تلفن فقط اشک ریختم و نتونستم حتی یک کلمه بگم مطمئنم صدامو شنیدین و بعش خیلی اروم شدم، امام رضای عزیزم ببخشید معمولی و صمیمی صحبت میکنم، حرف زدن راجع به خودم اصلا برام راحت نیست، میدونید نمیتونم یه چیزایی به هیچ کس دیگه بگم، امام رضا من خیلی تحت فشارم هیچوقت دیگه این حس رو نداشتم، میدونید چقدر سختی کشیدم و الاندچی دارم میگم، اونقدر توی زندگی سر همه چیز جنگیدم ولی خوب میدونید حواسم خیلی بوده حق الناس نکنم، حواسم بوده که خدا چی دوست داره، کارایی کردم که شاید اصلا به نفعم نبوده ولی نمیخواستم حقی ضایع بشه، امام رضا دیگه دارم کم میارم دیگه نمیتونم بجنگم... اگه مشکلم حل نشه اگه یه راهی باز نشه و به ارامش نرسم شاید دیگه نتونم.... یه خواهش دیگه هم دارم، یه نامه میندازم توی مرقد امامزاده خودمون اونم اگه ممکنه لطف بفرمایید بخونید، نمیدونم چجوی تشکر کنم خیلی ممنونم ازتون، سلام من رو به امام حسین و حضرت زهرا برسونید.

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:59 ارسال شده توسط فاطمه از همدان

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    سلام آقا جان خوبی؟آقا منو ببخش خودت میدونی بخاطر چی..یا امام رضا ازت میخام واسطه بشی پیش خدا برای حاجاتم...رسیدن مامانم به آرزوهاش...سلامتی و طول عمر مامانم بابام مهدی محمدامین رو میخام...شغل و ازدواج عالی و دلخواه میخوام...دفع بلایا از مامانم و و بابام و داداشام رو ازت میخام...ازت میخوام کمک کنی من و میلاد بهم برسیم...به خدا همه نذر و نیازامو انجام میدم ...قسمت میدم به امام جواد منو دست خالی رد نکن منو زودبا میلاد بطلب حرمت

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:58 ارسال شده توسط سمیع

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    یا امام رضا اگرمپقع مرگم فرارسیده به دادم بر

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:57 ارسال شده توسط مریم

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    یا امام رضا این چه بختی بودازمن 15سال دارم زجرمیکشم خسته شدم ی کاری بکن تورابه فاطمه زهرا مادرت قسمت میدم زندگیم خوب کن شوهرم خیلی اذیتم می کنه خسته شدم

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:56 ارسال شده توسط سانازمیرزائی گلوجه

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا آقاجان حرف باهاتون زیاددارم تموم حرفواحساسمو تویه جمله خلاصه میکنم من تاحالامشهدنیومدم بطلب بیام مشهدت روببینم وازت برات کربلامو بگیرم? اگه ازدست منه گنهکار دلگیری با نبردن به حرم قصدتلافی داری؟ منوببخش رضاجانم بَدَم ولی دوست دارم منتظرم که بطلبی

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:56 ارسال شده توسط م.ب

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    یا امام رضا ع قسمت نشد که بیاییم مشهد ولی خودت از دلم اگاهی میدونی که چی میخوام کمکمون کن این زندگی رو دوباره از سر بگیریم بحق جوادت یا امام رضا دوباره عشق و محبت رو به زندگیمون برگردون

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:55 ارسال شده توسط نازی

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    سلام یا امام رضا من از شما شفای بیماران و براوردن حاجت همه و خودم رو میخام و زیارت نیابتی ب نیت اموات گل محمد سرحدی نورمحمد سرحدی ان شالله باتشکر

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:54 ارسال شده توسط امیرمحمد

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    سلام اقا جان.دلم حسابی برای شما تنگ شده است وامیدوارم شخصا به دیدارتون بیایم.اقا جان حتما خودتون از مشکل من باخبریت میدونید یکی از عزیز ترین نزدیکانم را به خاطر دنیا ناراحت کردم واز خودم دورش کردم.اقا جان من شمارا به فرزندتون امام جوادقسم دادم شفاعت منو پیش خدا واون بکنید.اقا جان من که کمتر اهو نیستم قبول دارم بعضی وقتا گول شیطان رومی خورم اما دلم باخداست به اوپناه می برم اقا جان خواهش می کنم حاجت منو براورده کنید که رنگ وبوی خدا رابیشتر احساس کنم قول میدم دیگه اشتباهات گذشته رو نکنم فقط ضمانت منو بکنید هرچه زودتر کارم درست بشه دیگه خسته شدم از بس ناراحتی و عذاب کشیدم...السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:52 ارسال شده توسط بهاره

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    السلام علیک یا امام رضا یا امام رضای خوبم به بزرگی خدا قسمت میدم به آبروی فاطمه الزهرا قسمت میدم لکنت زبان برادرم رضارو خوب کنی پدرو مادرم به احترام شما اسمه داداشمو هم نام شما گذاشتن یا امام رضا التماست میکنم نا امیدم نکنی

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:51 ارسال شده توسط بهاره

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    السلام علیک یا امام رضا یا امام رضای خوبم به بزرگی خدا قسمت میدم به آبروی فاطمه الزهرا قسمت میدم کمکم کنی امسال کنکور پزشکی قبول بشم یا امام رضا التماست میکنم نا امیدم نکنی

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:50 ارسال شده توسط نازی

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    سلام یا امام رضا من از شما شفای بیماران و براوردن حاجت همه و خودم رو میخام و زیارت نیابتی ب نیت اموات گل محمد سرحدی نورمحمد سرحدی ان شالله باتشکر

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:50 ارسال شده توسط سجاد

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    سلام آقا جان 4 مرداد 98 اگه صلاح میدانی مشکل ما را حل کن چون زوارات منتظرند و لطفا نظرتون را بابت شغل آتش نشان و یا شغل بهتر دیگه بگید و منو از گمراهی در بیارید منتظرم خداوند شما رو از بندگی و امامی و فرزندی و پدری کمترتان نکند.

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:49 ارسال شده توسط _

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    میگن امام رضا شاه خراسان تو مزام میلک هیچ شاهی نیست که دست رعیتسو خالی بزاره که شما با من کردی اینکارو یعنی من باید کارم به جایی برسی از بیکیی بشینم ایجا گلایه کنم ازتون که کلی ادم بخونن ،، با چن تا درد بسازم و بسوزم اینا همش حکمتخ حکمت زندگی من رنج و عذاب بی کسیه دردی تو عالم نموند که نکشیدم قسمت دادم به جان مادرت فایده نداست به کل اهل بیت و خاندانت متوسل شدم یکی تون جوابی به من نداد ،،، دمت گرم جواب اولادتو خوب ندادی نوکرتم ، هر کی دردی من چی بگم همشو باهم دارم با کدوم از در صبر وارد شم ولله که نامه هم بهت نمیدم دیگه اگه قرار باشه بشنوی و جواب بدی همینطوریم میدی

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:48 ارسال شده توسط رضا

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    باسلام و درود بر محمد و آل محمد .اینجانب رضا درخواست به شغل یا سرمایه کار را دارم من ۱۸ سال دارم ودارای مدرک دیپلم در رشته مکانیک هستم مادرم چهار سال هست که از مادرم جدا شده ومن دارای یک خواهر هستم من در جای مادرم زندگی میکنم و زیر نظر کمیته امداد امام خمینی(ره) هستیم لذا جهت کاهش مشکلات اقتصادی زندگی ما درخواست شغل مناسب از محضر شما هستم تا بتوانم خرجی زندگی را تامین کنم و شرمنده خواهر و مادرم نباشم ..1/5/1398 _

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:47 ارسال شده توسط زهرا

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت

    بسم الله الرحمن الرحیم سلام
    یا امام رضا (ع) جانم آقاجان بگو من چیکار کنم به خدا ناراحتم ، هر روز تو فکر مشگلمم آقا جان حل بشه دیگه خستم دارم نماز امام زمان (عج) میخونم ، آقا جانم ضامنم شو حاجت بگیرم پیش خدا پیش امام زمانم(عج).یا امام رضا (ع)چشمام خوب شدن به خواست خدا و لطف شما آقا جانم با اون دو تا مشگلم چه کنم...اخه مگه چی میشه خدا چرا قبول نمیکنه خستم دیگه.خدا همیشه صدام را شنیده هر چی خواستم و نخواستم بهم داده چرا اینبار نمیشه چرا منا خوشحال نمیکنه اقا جان2 سال شد دیگه. من چی بگم به خدا چی بگم به شما چی بگم به امام زمانم که ازم راضی بشین و حاجتم براورده بشه. آقا جان جان مادرتون فاطمه زهرا(س) ضامنم شو ..به خاطر خواهرتون فاطمه معصومه ضامنم شو...به خاطر امام زمان (عج)ضامنم شو پیش خود امام زمان(عج) و خدا ضامنم شو نذرام را ادا میکنم قول دادم حفظ کل کنم 20هزار صلوات هم نذر کردم آقا جان پسم نزن برنگردون ناراحت نشم آقا جانم تموم بشه زود تر از اون روزی که فکرش را بکنم ..دعام کنید شما پیش خدا آبرو دارین شما را به چه کسی قسم بدم نگام کنی و جوابم را بدهی آقا جان ببین سه بار برای یک نیت اومدم حرمت آقا جانم قربونت برم شما که نه گفتن بلد نیستی میشه دعا کنید حاجت روا بشم خدا را ب خودتون و امام زمان قسم بدید بگید زهرا خوب میشه من برای خوب شدنش دعا میکنم اخلاقشم خوب میشه انشالله،ببخشش..آقا جانم سوا نکنی ببین یه نگاه به دلم بنداز آقا جانم شما هم منا ببخش وقت یاومدم حرمتون آبروم پیش شما رفت منا ببخش شرمندتونم آقا جان غلط کردم، دعا کنید خدا یه اخلاق خوب بهم بده. به امید دیدار الهم عجل الولیک فرج

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:46 ارسال شده توسط فاطمه

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    امام رضا آقای پناهیان می‌گفت چرا میرید حرم همش گریه میکنین؟ آقا خودت یک کاری کن بالاخره یه روز بیام با لبخند نگاهت کنم گریه ذوق باشه، آقا خودت میدونی اونی که به بار بهم دادی اونی که چند بار بهم دادی قدرش رو ندونستم، آقا تورو خدا کمکم کن قدرش رو بدونم کمک کن این گریه هایی که واسه من نیست بره کمک کن لایق بشم، کمک کن آقا دستمو ول نکن، آقا بزن تو سرم گریه مو‌ در بیار که یادم باشه تویی ولی خودت میدونی تنها کسی که این درد رو این غصه رو درمون می‌کنه تویی تنها کسی که منو پناه میده تویی تنها کسی که می‌دونی چقدر بدم و می‌بخشی تویی، تو تحمل گریه های بندتو غلامتو نداری... تو میخوای بیام حرمت بخندم تو میخوای من تو خوشحالیم بیام سراغت آقا قول میدم هرچی شد به اولین نفری که میگم تو باشی، آقا محتاجتم محتاج نگاهت... خودمانی کسی جز تو نفهمید مرا

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:45 ارسال شده توسط پری

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    امام رضا من همون دانشجویم ک بخدا قسمت دادم ک برام پدری کنی هزینه ۲سال تحصیلمو بدی قسم خوردم بعد تحصیل حتی شده برم خونه مردمو تمیز کنم پولو بر میگردونم امام رضا بزار باور کنم هنوزم هستن کسایی ک قسم خدارو قبول دارن امام رضا من تا شنبه ۵مرداد۹۸فرصت دارم دانشگاه ثبت نام کنم امام رضا تورو جوادت برام پدری کن بر میگردونم پولو توروخدا من هر روز ایمیلمو چک میکنم تا جوابی ازتون ببینم امام رضا تورو خدایی ک جوادتو افرید ناامیدم نکن

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:44 ارسال شده توسط م.ب

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    یا امام رضا ع قسمت نشد که بیاییم مشهد ولی خودت از دلم اگاهی میدونی که چی میخوام کمکمون کن این زندگی رو دوباره از سر بگیریم بحق جوادت یا امام رضا دوباره عشق و محبت رو به زندگیمون برگردون

  • پیوند نظر شنبه, 12 مرداد 1398 03:43 ارسال شده توسط مسلم

    نامه های ریستور شده از بکآپ سایت
    سلام اقاجانم، سلام امام رضاجانم، سلام اقا، سلام مولا امشب خیلی ناراحتم ، خیلی گرفتارم، چندین ساله مشکلات و گرفتاری دست از سر زندگی من برنمیداره، به خدا خسته شدم، آرامش میخوام، زن و بچه هام هم دارن اذیت میشن اقاجان، بخدا شرمندگی جلو زن و بچه سخته، اقاجان سه بار به مادرت بی بی دوعالم حضرت فاطمه سلام الله علیها قسمت میدم، بفاطمه، بفاطمه، بفاطمه، که مشکلات و گرفتاریهامو از زندگیم برداری و به آرامش برسم، این نامه رو براتون نوشتم، اگه منتشر بشه، همه میخونن، میبینن به مادرتون قسمتون دادم، مطمئنم منو رها نمیکنید، به مادرتون حضرت زهرا سلام الله علیها قسمتون میدم همین امشب کمکم کنید و همه ی مشکلاتم رو حل کنید، من که کس و کاری ندارم پشتوانه ای ندارم، تکیه گاهی ندارم جز شما، بفاطمه بفاطمه بفاطمه کمکم کنید مسلم

جهت عضویت تنها کافی است ایمیل خود را در این قسمت وارد نمایید..